تبليغاتX
تنها دلیل زندگی
حرف دل
 

 

 

 

زندگی کتابی است پرماجرا،

به خاطر یه ورقش نمیشه دورش انداخت

اما من اون ورق رو تا می زنم تا همیشه به یادم بمونه.

 

 




لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم مهر 1388ساعت 23:31 توسط ..:: زهرا ::..

دوباره نمیخوام چشای خیسمو کسی ببینه

یه عمره حال و روز من همینه

کسی به پای گریه هام نمی شینه

 

بازم دلم گرفت و گریه کردم

بازم به گریه هام میخندم

بازم صدای گریه مو شنیدن

همه به گریه هام میخندن

 

دوباره یه گوشه می شینم و واسه دلم میخونم

هنوز تو حسرت یه همزبونم

ولی نمیشه و اینو می دونم

 

دوباره نمیخوام چشای خیسمو کسی ببینه

یه عمره حال و روز من همینه

کسی به پای گریه هام نمی شینه

 

بازم دوباره دلم گرفته

دوباره شعرام بوی غم گرفته

کسی نفهمید غمم چی بوده

دلیل یک عمر ماتمم چی بوده

 

 




لينك ثابت نوشته شده در دوشنبه سی ام شهریور 1388ساعت 16:40 توسط ..:: زهرا ::..

 

 

Tonight I feel so cold and lonely
And baby you're so far away
The space between us keeps on growing
I wish that you could hear me when I say

No, no, no, no, no, no, no
Wish you could hear me say
No, no, no, no, no, no, no

Oh I miss you, Oh I miss you
Oh baby since you walked away
Oh I miss you, Oh I miss you
I miss you more and more each day

Now tell me do you think about me
Cause I think about you all the time
A million miles just stand between us
But I don't wanna stop until you're mine
No, no, no, no, no, no, no
Wish you could hear me say
No, no, no, no, no, no, no

 

Oh I miss you, Oh I miss you
Oh baby since you walked away
Oh I miss you, Oh I miss you
I miss you more and more each day

 

No, no, no, no, no, no, no
Wish you could hear me say
No, no, no, no, no, no, no

Oh I miss you, Oh I miss you
Oh baby since you walked away
Oh I miss you, Oh I miss you
I miss you more and more each day

Oh I miss you, Oh I miss you
Oh baby since you walked away
Oh I miss you, Oh I miss you
I miss you more and more each day
I miss you more and more each day
I miss you more and more each day
I miss you more and more each day

Song: Enrique Iglesias

 

 

عزیزم امشب احساس می کنم تنم سرده و تنهام

چون تو خیلی دور از منی،

هر روز فاصله ی بین ما زیاد تر میشه،

آرزو دارم صدامو بشنوی

آرزو دارم بشنوی

 

 که دلم برات تنگ شده،

از همون وقتی که رفتی

دلتنگم

و هرروز بیشتر از دیروز دلم برات تنگ میشه

 

 بگو که بهم فکر میکنی

چون من همیشه به تو فکر میکنم،

فاصله بین ما خیلی زیاده

اما من منتظر میمونم تا تو مال من بشی،

آرزو دارم صدامو بشنوی

آرزو دارم بشنوی

 

 که دلم برات تنگ شده،

از همون وقتی که رفتی

دلتنگم

و هرروز بیشتر از دیروز دلم برات تنگ میشه

 

 آرزو دارم صدامو بشنوی

 که دلم برات تنگ شده،

از همون وقتی که رفتی

دلتنگم

و هرروز بیشتر از دیروز دلم برات تنگ میشه

 

 دلم برات تنگ شده،

از همون وقتی که رفتی

دلم برات تنگه

و هر روز بشتر از دیروز دلم برات تنگ میشه

هر روز بشتر از دیروز دلم برات تنگ میشه

هر روز بشتر از دیروز دلم برات تنگ میشه




لينك ثابت نوشته شده در چهارشنبه هجدهم شهریور 1388ساعت 15:39 توسط ..:: زهرا ::..

 

قاصدک، غم دارم

غم آوارگی و دربدری

غم تنهایی و خونین جگری.

قاصدک، وای به من

همه از خویش مرا می رانند

همه دیوانه و دیوانه ترم می خوانند.

مادر من غمهاست

مهدو گهواره من ماتم هاست.

قاصدک، دریابم

روحم عصیان زده و طوفانیست

آسمان نگهم بارانیست.

قاصدک، غم دارم

غم به اندازه سنگینی عالم دارم.

قاصدک، غم دارم

غم من صحراهاست

افق تیره آن ناپیداست.

قاصدک، دیگر از این پس منم و تنهایی

و به تنهایی خود در هوس عیسایی

و به عیسایی خود منتظر معجزه ای غوغایی.

قاصدک، حال گریزش دارم

می گریزم به جهانی که در آن پستی نیست

پستی و مستی و بدمستی نیست.

می گریزم به جهانی که مرا ناپیداست

شاید آن نیز فقط یک رؤیاست...

 




لينك ثابت نوشته شده در شنبه دهم مرداد 1388ساعت 0:17 توسط ..:: زهرا ::..

چه ساده با گریستن خویش زاده می شویم

و چه ساده با گریستن دیگران از بین می رویم

و میان این دو سادگی معمایی میسازیم به نام زندگی.




لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه نهم تیر 1388ساعت 13:27 توسط ..:: زهرا ::..

اگه دنیا پر از عاشق نباشه

تو این دنیا دل صادق نباشه

همون بهتر که این دنیا نباشه

زمین و آسمون یکجا فنا شه

 




لينك ثابت نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم خرداد 1388ساعت 17:23 توسط ..:: زهرا ::..

 

کوله بار آرزوهات روی دوشت، تاکجاها رفتی با پای پیاده

رفتی و به هرچی خواستی نرسیدی، متأسفم برات ای دل ساده

دل به هر کی دادی از سادگی دادی، زندگیتو پای دلدادگی دادی

هر جا که دیدی چراغی پر فروغه، تا بهش رسیدی فهمیدی دروغه

عاشق و خسته و غمگین و پریشون، دل بی کس، دلک بی سرو سامون

دل زخمی، دل تنها و تکیده، دل گریون من و ای دل گریون

کوله بار آرزوهاتو کی دزدید، دل دیوونه به گریه هات کی خندید

عاشق و خسته و غمگین و پریشون، دل بی کس، دلک بی سرو سامون

تو رو با هول و ولا تنها گذاشتند اونا که لیاقت عشقو نداشتند

تک و تنهایی و با پای پیاده، متأسفم برات ای دل ساده




لينك ثابت نوشته شده در چهارشنبه سی ام اردیبهشت 1388ساعت 13:33 توسط ..:: زهرا ::..

من با خاطرات تو زنده خواهم ماند.

چه غمگین از این رفتن و از این روزهای سرد تنهایی.

شاید باور نکنی، از من فقط همین کلمات که با شوق به سوی تو پر می کشند باقی می ماند و قلمی که هیچ گاه آخرین حرفهایم را به تو نمی تواند گفت.

شاید یک روز وقتی می خواهی احوال مرا بپرسی عکسم را در صفحه سفرکرده ها ببینی.

شاید کودکی گستاخ و بازیگوش با شیطنت، سفر بی بازگشتم را از دیوار سیمانی کوچه تان بکَند و پاره کند.

تمام دغدغه ام این است که آیا بعد از این سفر محتوم می توانم همچنان با تو سخن بگویم؟

آیا دستی برای نوشتن و دلی برای تپیدن خواهم داشت؟

شاید باور نکنی اما دوست دارم مُدام برای تو بنویسم. بعضی وقتها که کلمات را گم می کنم دوست دارم دشتها، دریاها، کوهها، جنگلها، ستاره ها و هر چه در کاینات هست، همه و همه کلمه شوند تا بهتر بنویسم.

دوست دارم به حیات کلمه ای نجیب دست یابم تا رهگذران غمگین، صبحگاهان زیر آفتابی نارس مرا زمزمه کنند. میدانم که خسته ای اما دوست دارم اجازه دهی کلماتم دمی روبرویت بنشینند و نگاهت کنند تا به حقیقتِ این جمله درآیی که می گوید:

 

مرا از یاد خواهی برد؟ نمی دانم

ولی می دانم از یادم نخواهی رفت....




لينك ثابت نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم فروردین 1388ساعت 17:11 توسط ..:: زهرا ::..

 

 

مرا در بیستون بر خاک بسپارید تا شبها

غم بی همزبانی را برای کوهگن گویم

 

بگویم عاشقم، بی همدمم، دیوانه ام، مستم

نمی دانم کدامین حال و درد خویشتن گویم

 

از آن گمگشته ی من هم نشانی آور ای قاصد

که چون یعقوب نابینا سخن با پیرهن گویم

 

تو می آیی به بالینم ولی آندم که در خاکم

خوشامد گویمت اما در آغوش کفن گویم

 




لينك ثابت نوشته شده در دوشنبه دوازدهم اسفند 1387ساعت 15:1 توسط ..:: زهرا ::..




لينك ثابت نوشته شده در شنبه نوزدهم بهمن 1387ساعت 0:44 توسط ..:: زهرا ::..

تو کیستی که من این گونه بی تاب توأم

                           من شب از خیالت نمی برد خوابم

تو چیستی که من از موج هر تبسم تو

                            بسان قایق سرگشته روی گردابم

 

 




لينك ثابت نوشته شده در شنبه دوازدهم بهمن 1387ساعت 13:9 توسط ..:: زهرا ::..

 

بیا تا لیلی و مجنون شویم افسانه اش با من

بیا با من به شهر عشق رو کن خانه اش با من

 

بیا تا سر به روی شانه هم راز دل گوییم

اگر مویت چو روزم شد پریشان شانه اش با من

 

سلام ای غم سلام ای آشنای مهربان دل

پر پرواز وا کن چون پرستو لانه اش با من

 

مگو دیوانه کو زنجیر گیسو را ز هم وا کن

دل دیوانه ی دیوانه ی  دیوانه اش با من

 

در این دنیای وانفسای حسرتزای بی فردا

خدایا عاشقان را غم مده شکرانه اش با من

 

مگو دیگر سمندر در دل آتش نمی سوزد

تو گرمم کن به افسون، گرمی افسانه اش با من

 

چه بشکن بشکنی دارد فلک در کار سرمستان

تو پیمان بشکنی نشکستن پیمانه اش با من

 

 




لينك ثابت نوشته شده در جمعه چهارم بهمن 1387ساعت 1:20 توسط ..:: زهرا ::..

 

بی تو یک روز در این فاصله ها خواهم مرد

مثل یک بیت ته قافیه ها خواهم مرد

تو که رفتی همۀ ثانیه ها سایه شدند

سایه در سایۀ آن ثانیه ها خواهم مرد

شعله ها بی تو ز بی رنگی دریا گفتند

موج در موج در این خاطره ها خواهم مرد

آری یک روز در این فاصله ها خواهم مرد

 

دلم برایت به اندازه این یک دنیا فاصله تنگ است...برگرد




لينك ثابت نوشته شده در دوشنبه دوم دی 1387ساعت 17:8 توسط ..:: زهرا ::..


کاش همه عشق های دنیا عشق آسمونی بود

عشق به خدا بود و صفا و مهربونی بود

 

کاش همه آرزوها یافتن عشق و خوبی بود

کاش توی دنیای ما ستاره ها چیدنی بود

 

کاشکی گلها همیشه توی باغ شاد بودن

حتی توی زمستون هم گلها همیشه باز بودن

 

کاشکی تو قلب آدما عشق و مهربونی بود

عاشق خدا بودن کاشکی به این آسونی بود

 

دیگه کمتر آدما فکر دلاشون با خداست

نمی دونم که چرا قلبشون از خدا جداست




لينك ثابت نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم آذر 1387ساعت 13:55 توسط ..:: زهرا ::..


 

اگه یه روز من مردم و تو منو دوست نداشتی پنج شنبه ها بیا سر مزارم و گل سرخی رو روی قبرم بذار تا همیشه بدونم که هنوزم دوستم داری ولی...

اگه تو مردی من فقط یه بار میام سر مزارت و اون دسته گل سفید مریم رو که با خون خودم سرخشون کردم برات هدیه می آرم و عاشقانه کنارت جون می دم تا بدونی هیچ وقت تنها نیستی، تا بدونی دوستت داشتم و دیر فهمیدم.

 




لينك ثابت نوشته شده در جمعه پانزدهم آذر 1387ساعت 0:4 توسط ..:: زهرا ::..

 

خبر ندارم قطره قطره اشکم را در کدامین گلدان تنهایی ریختم که گل مهر تو رویید و شعرهای غمگینم برای رسیدن تو به پرواز درآمد. به راستی من بر کدامین جاده بی رهگذر به جست و جوی تو که نازنین ترین هستی بیایم؟؟؟؟




لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه پنجم آذر 1387ساعت 13:45 توسط ..:: زهرا ::..

 

تو را گم کرده ام امروز و حالا لحظه های من گرفتار سکوتی سرد و سنگینند

و چشمانم که تا دیروز به عشقت می درخشیدند، نمی دانی چه غمگینند

چراغ روشن شب بود برایم چشم های تو، نمی دانم چه خواهد شد

پر از دلشوره ام، بی تاب و دلگیرم، کجا ماندی

 که من بی تو هزاران بار در هر لحظه می میرم.

 




لينك ثابت نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم آبان 1387ساعت 12:43 توسط ..:: زهرا ::..

توی آسمون دنیا هر کسی ستاره داره  

چرا وقتی نوبت ماست آسمون جایی نداره ؟


واسه من تنهایی درده، درد هیچ کسو نداشتن

هر گل پژمرده ای رو تو کویر سینه کاشتن


دیگه باور کردم اینو که باید تنها بمونم  

تا دم لحظه مردن شعر تنهایی بخونم

 




لينك ثابت نوشته شده در دوشنبه بیستم آبان 1387ساعت 0:31 توسط ..:: زهرا ::..

کی بود که با اشکای تو یه آسمون ستاره ساخت 

کی بود که به نگاه تو دلش رو عاشقونه باخت

 

کی بود که با نگاه تو خواب و خیال عشقو دید

کی بود که تنها واسه تو از همه دنیا دل برید

 

نگو کی بود کجایی بود اونکه برات دیوونه بود

رو خط به خط زندگیش از عشق تو نشونه بود

 

من بودم اونکه دلشو ساده به پای تو گذاشت

اونکه واسش بودن تو به غیر غم هیچی نداشت

 




لينك ثابت نوشته شده در دوشنبه بیستم آبان 1387ساعت 0:22 توسط ..:: زهرا ::..

به او بگویید دوستش دارم،به او که قلبش به وسعت دریاییست که قایق کوچک دل من در آن غرق شده،به او که مرا از این زمین خاکی به سرزمین نوروشعروترانه برد،و چشم هایم را به دنیایی پر از زیبایی باز کرد.به او بگویید دوستش دارم،به او که گل همیشه بهار من است،به او که قشنگ ترین بهانه برای بودن من است و به او که عشق جاودان من است.

 




لينك ثابت نوشته شده در چهارشنبه هشتم آبان 1387ساعت 16:39 توسط ..:: زهرا ::..

Somebody’s me
 
Singer: Enrique Iglesias

 

You, do you remember me?
Like, I remember you?
Do you spend your life,
going back in your mind to that time?
Cause I, I walk the streets alone,
I hate being on my own, 
and everyone can see that,
I really fell, and I'm going through hell.
Thinking about you with somebody else.
 
Somebody wants you,
Somebody needs you.
Somebody dreams about you every single night.
Somebody can’t breathe, without you it’s lonely.
Somebody hopes that one day you will see 
that somebody's me.
That somebody's me. yeah...
 
How, how did we go wrong?
It was so good, and now it’s gone,
And I pray at night, that our path's soon will cross.
What we had isn't lost
Cause you are always right here in my thoughts.
 
Somebody wants you,
Somebody needs you.
Somebody dreams about you every single night.
Somebody can’t breathe, without you it’s lonely.
Somebody hopes that one day you will see 
that somebody's me.
That somebody's me. Oh yeah...
 
You will always be in my life, 
even if I’m not in your life.
Cause you're in my memory
You, when you remember me
And before you set me free, oh listen please...
 
 
Somebody wants you,
Somebody needs you.
Somebody dreams about you every single night.
Somebody can’t breathe, without you it’s lonely.
Somebody hopes that one day you will see 
that somebody's me.
That somebody's me.

 

 

 


 


مرا به خاطر می آوری؟

آن گونه که من تو را به خاطر می آورم؟

آیا زندگیت را با فکر کردن به آن زمانی سپری می کنی

که من تنها در خیابان راه می روم

من از تنها بودن و این که هر کسی تنهاییم را ببیند متنفرم.

وقتی به این فکر می کنم که تو با دیگری هستی

واقعاً می میرم وگویی ازجهنم عبور می کنم.

 

کسی تو را می خواهد، کسی به تو محتاج است

کسی هر شب با تو در رؤیاست

کسی نمی تواند نفس بکشد، بدون تو تنهاست

کسی امیدوار است که یک روز تو خواهی دید که آن کس منم.

آری آن کس منم.

 

چگونه، چگونه ما اشتباه کردیم؟

آن وقتها خوب بود و اکنون سپری شده .

و من هر شب دعا می کنم که هرچه زودتر مسیرمان از کنار هم بگذرد.

آنچه که ما داشتیم از دست نرفته

زیرا تو همیشه همین جا در فکر منی.

 

کسی تو را می خواهد، کسی به تو محتاج است

کسی هر شب با تو در رؤیاست

کسی نمی تواند نفس بکشد، بدون تو تنهاست

کسی امیدوار است که یک روز تو خواهی دید که آن کس منم.

آری آن کس منم.

 

تو همیشه در زندگیم خواهی بود، حتی اگر من در زندگی تو نباشم

زیرا تو در یاد منی.

وقتی مرا به یاد آوردی

لطفاً قبل از اینکه رهایم کنی، گوش کن...

 

 

کسی تو را می خواهد، کسی به تو محتاج است

کسی هر شب با تو در رؤیاست

کسی نمی تواند نفس بکشد، بدون تو تنهاست

کسی امیدوار است که یک روز تو خواهی دید که آن کس منم.

آری آن کس منم.

 

Translated by: Zahra

 


 




لينك ثابت نوشته شده در چهارشنبه یکم آبان 1387ساعت 16:13 توسط ..:: زهرا ::..

برای چشم های من به غیر چشم های تو هیچ چیز، عاشقانه نیست. و دست های من به غیر دست های تو هیچ چیز را بهانه نمی کند. تمام جان من می خورد گره به جان تو و حلقه می شود به دور گردنم ترانه ی لطیف گیسوان تو و زودتر از آنچه فکر می کنی تمام می شوم.




لينك ثابت نوشته شده در جمعه پنجم مهر 1387ساعت 13:55 توسط ..:: زهرا ::..

خدا هرگز وعدۀ آسمان همیشه آبی، مراتع همیشه سبز، و قلب همیشه رها از آلام را نداده است. بلکه او وعدۀ عشق و محبت نامیرا و حضور وفادارانه و همدلانۀ خود را داده است.




لينك ثابت نوشته شده در جمعه پنجم مهر 1387ساعت 13:51 توسط ..:: زهرا ::..

 

از آن روزها که تو به من گفتی میان سنگلاخ ها و دره ها و کوهها مواظب هم باشیم و دست هم را ول نکنیم روزها گذشته است.اما دست هر دویمان جداست و میل به گرفتن  نداریم.همیشه می خواستم بگویم که تو یعنی زندگی من،اما غرورم مانع شده است. می خواهم بدانی که دلم برایت به اندازه همین یک دنیا فاصله تنگ است. پس دستت را به من بده که من برای شروع دوباره آماده ام.

 

 




لينك ثابت نوشته شده در یکشنبه دهم شهریور 1387ساعت 18:22 توسط ..:: زهرا ::..

 

توي ژاپن
جوان اولي از عشق جوان دومي نسبت به دختر محبوبش متاثر ميشه و خودکشي مي کنه! جوان دومي هم از مرگ همنوع خودش اونقدر اندوهگين ميشه که خودکشي مي کنه! بعدش براي دختر ژاپني هم چاره اي جز خودکشي نيست!

توي اسپانيا
مرد اولي توي دوئل ، مرد دومي رو از پاي در مياره و با زن محبوبش به آمريکاي جنوبي فرار مي کنن!


توي انگلستان
دو تا عاشق با کمال خونسردي حل قضيه رو به يه شرط بندي توي مسابقه ء اسب سواري موکول مي کنن! اسب هر کدوم برنده شد ، معشوق مال اون!

توي فرانسه
خيلي کم کار به جاهاي باريک مي کشه! دو تا مرد با همديگه توافق مي کنن که خانم مدتي مال اولي و مدتي مال دومي باشه!

توي استراليا
دو تا مرد بر سر ازدواج با معشوق مشترک سالها مشاجره مي کنن! اين مشاجره اونقدر طول مي کشه تا يکي از طرفين پير بشه و بميره ، يا از يه مرضي بميره

اونوقت اونکه زنده مونده با خيال راحت به مقصودش مي رسه!

توي قفقاز
اولي دختر محبوب رو بر مي داره و فرار مي کنه! دومي هم دختر رو از چنگ جوان اولي مي دزده و پا به فرار مي ذاره! باز اولي همين کار رو مي کنه و اين ماجرا دائما« تکرار ميشه!

توي نروژ
معشوقه ء دو مرد براي اينکه به جدال و دعواي اونها خاتمه بده خودشو از بالاي ساختمون مرتفعي ميندازه پايين و غائله ختم ميشه!

توي آفريقا
قضيه خيلي ساده ست و جاي اختلاف نيست! دو تا مرد ، زني رو که مي خوان عقد مي کنن و علاده بر اون ، بيست تا زن ديگه هم مي گيرن!

توي مکزيک
کار به زد و خورد خونيني مي کشه و يکي از طرفين کشته ميشه! ولي بعدش اونکه رقيبش رو کشته از دختر مورد نظر دلسرد ميشه و دخترک بي شوهر مي مونه!

توي آمريکا

قضيه بستگي به زن داره و هر کس رو انتخاب کرد با اون ازدواج مي کنه!


توي ايران
فقط پول موضوع رو حل مي کنه! پدر و مادر دختر مي شينن با همديگه مشورت مي کنن و خواستگاري که پولدار تر و گردن کلفت تره رو انتخاب مي کنن! عاشق شکست خورده اگه توي عشقش جدي باشه يا بايد خودشو بکشه يا رقيب رو از ميدون به در کنه يا افسردگي مي گيره و ...

 




لينك ثابت نوشته شده در یکشنبه دهم شهریور 1387ساعت 18:9 توسط ..:: زهرا ::..

 

از پنجره کوچک تنهاییم با تو حرف می زنم، از پشت دیوارهای سنگی، با قایق غمها در رودخانه اشکم برای یافتن تو تا انتهای ظلمت پارو می زنم. چشمان مهربان تو از لابلای شهر ستاره امید باز هم قصه امید را می گوید اما قلب کوچک من سالهاست که حرفهای شاد را در کویر خود ندیده است. از خود خانه و سرپناهی ندارم و در آرزویش هم نیستم. اما متن جان آرزوی  من این است که خانه ای در دل آسمان داشته باشم اگرچه به مساحت یک قلب باشد.




لينك ثابت نوشته شده در یکشنبه سیزدهم مرداد 1387ساعت 16:16 توسط ..:: زهرا ::..

 

آینه پرسید که چرا دیر کرده است؟         

نکند دل دیگری او را اسیر کرده است؟

خندیدم و گفتم او فقط اسیر من است         

تنها دقایقی چند تأخیر کرده است

خندید به سادگیم آینه و گفت                

احساس پاک تو را زنجیر کرده است

گفتم از عشق من چنین سخن مگوی         

گفت خوابی، سالها دیر کرده است

در آینه به خود نگاه می کنم، آه

عشق تو عجیب مرا پیر کرده است

راست گفت آینه که منتظر نباش

او برای همیشه دیر کرده است




لينك ثابت نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم تیر 1387ساعت 10:53 توسط ..:: زهرا ::..

در بی کران دور

در روزگار نور

در شهری بی عبور

زیر درخت مهر

بر روی سنگ گور

با جوهر سرشت

با دست سرنوشت

حرفی نوشته بود: آرامگاه عشق




لينك ثابت نوشته شده در دوشنبه سی ام اردیبهشت 1387ساعت 17:12 توسط ..:: زهرا ::..

عزیزم...

 

برای شکستن من یه اخم کافیه؛نیازی به فریادت نیست

واسه اشک ریختنم سکوت تو کافیه؛نیازی به قهر نیست

برای مردنم حرف رفتنت کافیه؛نیازی به انجامش نیست




لينك ثابت نوشته شده در جمعه ششم اردیبهشت 1387ساعت 11:45 توسط ..:: زهرا ::..

 

من در این گوشه ویرانه به تنهایی خود می نگرم.مرا یاد کن که دیری ست از خاطره ها رفته ام. مرا به سوی خود بخوان. بگذار سخن بگویم که روزگاری ست مهر خاموشی بر لب زده ام و در هیاهوی بی کسی گم گشته ام.دستانت را به دستانم بسپار که دلم هوای تو دارد.مرا به حال خود رها مکن،آخر شکسته بال پروازم.محتاجم،

 

محتاج همراهی تو.

 




لينك ثابت نوشته شده در جمعه ششم اردیبهشت 1387ساعت 11:37 توسط ..:: زهرا ::..

ورود به كنترل پنل وبلاگ
width=120 height=26 type=audio/x-pn-realaudio-plugin LOOP="true">